ترجمه "satisfactory" به فارسی
کافی, خشنودگر, بسنده بهترین ترجمه های "satisfactory" به فارسی هستند.
satisfactory
adjective
noun
دستور زبان
Done to satisfaction; adequate or sufficient [..]
-
کافی
adjective adverbThis was explanatory, but not satisfactory.
این جواب با اینکه توضیح دهنده بود اما کافی به نظر نمیرسید
-
خشنودگر
-
بسنده
adjective adverb
-
ترجمه های کمتر
- رضایت بخش
- قانع کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satisfactory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Satisfactory
-
رضایت بخش، خرسند کننده
عباراتی شبیه به "satisfactory" با ترجمه به فارسی
-
رضایت بخشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن