ترجمه "saunter" به فارسی
سیر کردن, گردش, خراميدن بهترین ترجمه های "saunter" به فارسی هستند.
saunter
verb
noun
دستور زبان
To stroll, or walk at a leisurely pace [..]
-
سیر کردن
stroll or walk at a leisurely pace
-
گردش
nounWith Jordan's slender golden arm resting in mine we descended the steps and sauntered about the garden.
جور دن بازوی ظریف و زرینش را بر بازوی من تکیه داد و در همین حال از پلهها پایین آمدیم و در باغ گردش کردیم.
-
خراميدن
verbstroll or walk at a leisurely pace
-
ترجمه های کمتر
- خرامش
- خرامیدن
- لنجیدن
- مچیدن
- چرامیدن
- گرازیدن
- (به طور تفریح آمیز و بی شتاب) راه رفتن
- جولان دادن
- پرسه زدن
- پرسه زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saunter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "saunter"
عباراتی شبیه به "saunter" با ترجمه به فارسی
-
هرزه گرد · ولگرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن