ترجمه "saying" به فارسی

گفتار, گفته, ضرب المثل بهترین ترجمه های "saying" به فارسی هستند.

saying noun verb دستور زبان

Present participle of say. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گفتار

    noun

    What they would have said and what they would have done she felt bound to say and do.

    در این حال خود را موظف به پیروی از گفتار و کردار ایشان میدانست.

  • گفته

    noun

    I think Tom will come, but it's hard to say for sure.

    فکر کنم تام می آید. امّا دشوار می توان با اطمینان چنین گفت.

  • ضرب المثل

    You know, there's a saying in the restaurant business.

    يه ضرب المثل توي شغل رستوران داري هست...

  • ترجمه های کمتر

    • گفتن
    • ذکر
    • ادا کردن
    • پند و امثال
    • گفتار مشهور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " saying " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "saying" با ترجمه به فارسی

  • گمان بردن، حدس زدن، فکر کردن، خیال کردن، فرض کردن، استنباط کردن
  • (عامیانه) · اختیار · اظهار نظر قضایی · تسلط · حرف · صدور رای · عقیده · غلبه · قول · نظر
  • لیلا میگوید
  • سوم شخص مفرد زمان حال فعل : say
  • شهر باستانی سائیس (که در دلتای نیل قرار داشت)
  • حکمت
  • محض اطلاع عرض می کنم
  • من بگویم · من گفته ام
اضافه کردن

ترجمه های "saying" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه