ترجمه "scabbard" به فارسی
نیام, غلاف, قراب بهترین ترجمه های "scabbard" به فارسی هستند.
scabbard
verb
noun
دستور زبان
The sheath of a sword. [..]
-
نیام
nounthe sheath of a sword
the hilt and scabbard were gold enriched with diamonds.
دسته و نیام آن از زر و آراسته به گوهر بود.
-
غلاف
nounthe sheath of a sword
The stranger placed his sword in its scabbard, and the boy relaxed.
غریبه شمشیرش را غلاف کرد. پسر راحت شد.
-
قراب
nounthe sheath of a sword
-
ترجمه های کمتر
- (شمشیر و دشنه و غیره) نیام
- در نیام گذاشتن
- غلاف شمشیر
- غلاف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scabbard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "scabbard"
عباراتی شبیه به "scabbard" با ترجمه به فارسی
-
انواع ماهی های آب شور که بدنی پهن و غلاف مانند دارند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن