ترجمه "scaffold" به فارسی

داربست, اعدام, تختگاه بهترین ترجمه های "scaffold" به فارسی هستند.

scaffold verb noun دستور زبان

A structure made of scaffolding, for workers to stand on while working on a building. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داربست

    noun

    structure made of scaffolding, for workers to stand on while working on a building [..]

    Owner figuring in the delightful view of cranes and scaffolding?

    اون ویوی داربست و جرثقیل های اون جا چیه دیگه ؟

  • اعدام

    noun

    From the question of the scaffold to the question of war, their works embraced everything.

    از موضوع دستگاه اعدام گرفته تا موضوع جنگ، کارشان شامل همه چیز میشد.

  • تختگاه

  • ترجمه های کمتر

    • فرازگاه
    • (به طور کلی) سکو
    • (تئاترها و تعزیه های قرون وسطا) صحنه ی چوبی
    • (معماری) داربست
    • تخته بندی بیرون ساختمان (برای تمام کردن روکار)
    • تخته بندی کردن
    • داربست ساختن
    • سکوب (که روی آن محکوم را به دارمی آویزند)
    • سکوی اعدام
    • چوب بست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scaffold " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scaffold
+ اضافه کردن

"Scaffold" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scaffold در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "scaffold"

عباراتی شبیه به "scaffold" با ترجمه به فارسی

  • (معماری) داربست بندی · تخته بندی · داربست · چفته بندی · چوب بست سازی · چوب بست ها
  • پروتئينهاي داربستي · پروتئينهاي ساختمانی · پروتئینهای ساختاری
  • (معماری) داربست بندی · تخته بندی · داربست · چفته بندی · چوب بست سازی · چوب بست ها
  • (معماری) داربست بندی · تخته بندی · داربست · چفته بندی · چوب بست سازی · چوب بست ها
اضافه کردن

ترجمه های "scaffold" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه