ترجمه "scalar" به فارسی
کمیت نردهای, اسکالر, ترازویی بهترین ترجمه های "scalar" به فارسی هستند.
scalar
adjective
noun
دستور زبان
(mathematics) Having magnitude but not direction [..]
-
کمیت نردهای
real numbers in the context of linear algebra
-
اسکالر
-
ترازویی
-
ترجمه های کمتر
- نردکی
- نردی
- (ریاضی) نردک
- سنجه ای
- وابسته به ترازو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scalar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Scalar
-
سنجش
عباراتی شبیه به "scalar" با ترجمه به فارسی
-
کمیت فیزیکی نرده ای
-
(ریاضی) ضرب عددی · حاصل ضرب عددوار · ضرب اسکالر
-
نظریه میدان اسکالر
-
میدان نردهای
-
سلسله مراتب
-
(جانور شناسی) اسکلر (انواع ماهی های زینتی جنس Pterophyllum که آب شیرین زی و بومی آمریکا هستند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن