ترجمه "scallop" به فارسی
گوشماهی, کنگره, دالبری بهترین ترجمه های "scallop" به فارسی هستند.
scallop
verb
noun
دستور زبان
Any of various marine bivalve molluscs of the family Pectinidae which are free-swimming. [..]
-
گوشماهی
common name for several shellfish
-
کنگره
noun -
دالبری
-
ترجمه های کمتر
- کتلت
- (به ویژه در حاشیه ی لباس) طرح دالبر
- (به ویژه سیب زمینی را) در شیر و خرده نان طبخ کردن
- (جانورشناسی) اسکالوپ (نرم تن دو کفه ای از تیره ی Pectinidae که با به هم زدن دو صدف کنگره دار خود در آب حرکت می کند)
- اسکالوپ گرداوری کردن
- بشقاب صدفی
- به صورت دالبر بریدن
- صدف اسکالوپ (که سابقا نشان زائران اورشلیم بود)
- ظرف کنگره دار (مانند صدف اسکالوپ که در آن خوراک سرو می کنند)
- کنگره دار کردن
- گوش ماهی
- گوشت اسکالوپ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scallop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Scallop
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Scallop" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scallop در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "scallop"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن