ترجمه "scanning" به فارسی
مرور اجمالی, پویش, نظارت، بررسی بهترین ترجمه های "scanning" به فارسی هستند.
scanning
noun
verb
دستور زبان
Present participle of scan . [..]
-
مرور اجمالی
noun -
پویش
nounClick here to scan for newly installed Netscape plugins now
برای پویش وصلههای نتاسکیپ که جدیداً نصب شدهاند ، اینجا را فشار دهید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scanning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Scanning
-
نظارت، بررسی
عباراتی شبیه به "scanning" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به PET scan
-
زغم ندرك رورم
-
(دقیقا) بررسی کردن · (رادار و تلویزیون) جاروزنی کردن · (شعر را) تقطیع کردن · (فروشگاه ها و غیره - دستگاه های بهایاب) خوانش کردن · (موشکافانه) نگاه کردن · (پزشکی - با دستگاه فرا آوا ultrasound و غیره اندام درونی را) لایه نگاری کردن · (کامپیوتر و غیره) پویش کردن · اسکن · اسکن کردن · انداز و ورانداز · باله یاژ (balayage) کردن · بررسی · تقطیع · حرکت جارویی کردن · حوزه ی فهم یا بینایی · خوانش · دایره زدن · رسایی · رسش · روبش · روبیدن · سهش 0 · سهیدن · لایه - نگاری · مداقه کردن · میدان دید · نظر اجمالی انداختن · نگاه تند و گذران کردن · نگاه کردن و رد شدن · پویش · پوییدن
-
میکروسکوپ تونلی روبشی
-
موشکافی محیطی
-
(پزشکی) کت اسکن (دستگاهی که تصویری از بافت های نرم بدن و مغز را نشان می دهد) · دستگاه مقطع نما
-
(پزشکی - دستگاه لایه نگار برای نشان دادن سوخت و ساز بدن) سوخت و ساز نما
-
بعد بالایی اسکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن