ترجمه "scar" به فارسی

اثرزخم, جوشگاه, اثر بهترین ترجمه های "scar" به فارسی هستند.

scar verb noun دستور زبان

A permanent mark on the skin sometimes caused by the healing of a wound. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثرزخم

    noun

    a permanent mark on the skin sometimes caused by the healing of a wound [..]

  • جوشگاه

    an area of fibrous tissue that replaces normal skin after an injury

  • اثر

    noun

    His hands were enormous, chipped and scarred by years in the mines.

    دستهای بزرگی داشت که در اثر سالها کار در معدن خراشیده و لک شده بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • زخمگاه
    • زخم
    • اسکار
    • شکاف
    • صدمه
    • خراشیدگی
    • بریدگی
    • زخمنشان
    • خدشه
    • لکه
    • نیشان
    • پرتگاه
    • (انگلیس)
    • (گیاه یا میوه) داغ زدگی
    • اثر حادثه ی ناگوار (که در خاطر باقی می ماند)
    • اثر گناه
    • به رقابت واداشتن
    • تک سنگ
    • تک صخره
    • جای زخم (که پس از التیام باقی می ماند)
    • جای زخم یا سوختگی باقی گذاشتن
    • جای سوختگی
    • دارای خدشه یا صدمه کردن
    • دارای روان زخم کردن
    • دارای زخمنشان کردن
    • داغ دیدگی
    • داغدار کردن
    • روان زخم
    • زخم روحی
    • صخره گاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scar
+ اضافه کردن

"Scar" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scar در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "scar"

عباراتی شبیه به "scar" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) بافت زخمگاهی · بافت التیامی · زخم بافت
  • جنگ زده · دارای جای زخم های نبرد یا دعوا
  • (پزشکی) بافت زخمگاهی · بافت التیامی · زخم بافت
  • (پزشکی) بافت زخمگاهی · بافت التیامی · زخم بافت
اضافه کردن

ترجمه های "scar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه