ترجمه "scarry" به فارسی
دارای جای زخم, دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم بهترین ترجمه های "scarry" به فارسی هستند.
scarry
adjective
دستور زبان
Like a scar, or rocky eminence. [..]
-
دارای جای زخم
-
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scarry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scarry" با ترجمه به فارسی
-
اثر زخم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن