ترجمه "scathing" به فارسی

کوبنده, بدزبان, داغدار بهترین ترجمه های "scathing" به فارسی هستند.

scathing adjective verb دستور زبان

harmful or painful; acerbic [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوبنده

    'You do not know me better than anyone else! I retort, in the most scathing tones I can muster.

    اما با لحنی تند و کوبنده گفتم: شما به هیچ وجه بهتر از دیگران منو نمی شناسین

  • بدزبان

    adjective
  • داغدار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • فحاش
    • تلخ
    • (سخن یا حمله و غیره) تند
    • خرد کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scathing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scathing
+ اضافه کردن

"Scathing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scathing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "scathing" با ترجمه به فارسی

  • (شدیدا) نکوهیدن · آسیب · آسیب رساندن · اسیب · به باد انتقاد گرفتن · خسارت · شخودن · صدمه · صدمه زدن (به ویژه از راه سوزاندن) · ضرر · محکوم کردن · مردود شمردن
اضافه کردن

ترجمه های "scathing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه