ترجمه "scenic" به فارسی

نمایشی, تماشایی, خوش منظره بهترین ترجمه های "scenic" به فارسی هستند.

scenic adjective noun دستور زبان

having beautiful scenery; picturesque [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمایشی

    adjective

    We took a nice scenic river drive.

    ما یه رانندگی نمایشی رفتیم

  • تماشایی

  • خوش منظره

    I thought we might take the scenic route.

    فکر کردم که ممکنه از مسير خوش منظره بريم.

  • ترجمه های کمتر

    • خوش نما (scenical هم می گویند)
    • وابسته به تئاتر و صحنه ی آن و پهنه پردازی
    • وابسته به منظره
    • چشم انداز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scenic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "scenic"

عباراتی شبیه به "scenic" با ترجمه به فارسی

  • راه آهنی که از جاهای خوش منظره می گذرد
اضافه کردن

ترجمه های "scenic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه