ترجمه "scheme" به فارسی

طرح, برنامه, نقشه بهترین ترجمه های "scheme" به فارسی هستند.

scheme verb noun دستور زبان

A systematic plan of future action. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرح

    noun

    Besides, a strategic scheme was not changed to follow up a tactical success.

    به علاوه طرح استراتژیکی ما برای پیروزی، با موفقیتهای تاکتیکی عوض نشده بود.

  • برنامه

    noun

    This acting scheme gets worse and worse, you see.

    خودت میبینی که این برنامه نمایش دارد بیخ پیدا میکند.

  • نقشه

    noun

    Listening to Decoud's wild scheme had been a weakness.

    گوش دادن به نقشه بیهوده دی کود خود نشان ضعف او بود.

  • ترجمه های کمتر

    • توطئه
    • حقه
    • دسیسه
    • حیله
    • تدبیر
    • تبانی
    • کلک
    • ترفند
    • ترتیب
    • سوسه
    • تمهید
    • جدول
    • نمودار
    • استراتژی
    • صفحه
    • مدل
    • ترسیمه
    • دیسنما
    • نمایه
    • الگو
    • آرایش
    • نظام
    • تبانی کردن
    • تدبیر کردن
    • تمهید کردن
    • توطئه چیدن
    • جدول ستاره خوانی
    • حقه زدن
    • دسیسه کردن
    • دوز و کلک
    • سوسه آمدن
    • طرح واره
    • طرح کردن
    • مسامحه کردن
    • نقشه چیدن
    • نقشه ی عمل
    • نمودار قرارگیری ستارگان
    • کلک زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scheme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scheme proper

(computing, programming languages) A programming language, one of the two major dialects of Lisp. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدگاه

    noun
  • اسکیم

    Scheme (programming language)

عباراتی شبیه به "scheme" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "scheme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه