ترجمه "schismatize" به فارسی

تفرقه انداختن, جدا شدن از, شقاق داشتن بهترین ترجمه های "schismatize" به فارسی هستند.

schismatize verb دستور زبان

To cause to break apart by way of schism. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفرقه انداختن

  • جدا شدن از

  • شقاق داشتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schismatize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "schismatize" با ترجمه به فارسی

  • اهل دودستگی · منافق (Schismatical هم می گویند) · نفاق افکن · نفاقی · وابسته به تفرقه ی مذهبی
  • جدا شونده · در بردارنده شقاق یاجدایی · مقرون به اختلاف وجدایی
  • اهل دودستگی · منافق (Schismatical هم می گویند) · نفاق افکن · نفاقی · وابسته به تفرقه ی مذهبی
اضافه کردن

ترجمه های "schismatize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه