ترجمه "school" به فارسی

مدرسه, آموزشگاه, گروه بهترین ترجمه های "school" به فارسی هستند.

school verb noun دستور زبان

A group of fish or a group of marine mammals such as porpoises, dolphins, or whales. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدرسه

    noun

    an institution dedicated to teaching and learning [..]

    It is common for students to go to school without eating breakfast.

    خیلی از اوقات دانشآموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه میروند.

  • آموزشگاه

    noun

    On the third day when he came back from school, I saw he looked pale and wretched.

    روز سوم او با صورت دژم و رنگ پریدهای از آموزشگاه بازگشت.

  • گروه

    noun

    then why are you speaking to me in that graduate school medical jargon

    پس چرا اين حرفو در تو جشن فارغ التحصلي گروه پزشکي زدي

  • ترجمه های کمتر

    • دانشگاه
    • درس دادن
    • دبیرستان
    • دانشکده
    • مکتب
    • تحصیل
    • تحصیلی
    • آموزشی
    • تدریس
    • دبستان
    • روش
    • تعلیم
    • دانشگاهی
    • سلک
    • گله
    • آموزاندن
    • گردآمدن
    • یاددادن
    • منش
    • مسلک
    • (در مورد ماهی یا جانوران دریایی) دسته
    • (قدیمی) بازخواست کردن
    • (ماهی و نهنگ و غیره) گله وار حرکت کردن
    • (مجازی) محل یادگیری
    • (مهجور) وابسته به مدرس گرایی (رجوع شود به schoolman)
    • - ماب
    • آموزش (schooling هم می گویند)
    • آموزشگاهی 3
    • اهل مدرسه (شاگردان و معلمان یا استادان و غیره)
    • به تحصیل واداشتن
    • به خود درس دادن
    • به خود یاد دادن
    • به مدرسه فرستادن
    • به مدرسه فرستادن یا رفتن 0
    • تجربیات آموزنده
    • تدریس کردن
    • تربیت کردن
    • تنبیه کردن 2
    • دارای انضباط کردن
    • دانشکده S( -2 بزرگ - قرون وسطی) مدرسه ی علوم الهی
    • ساختمان مدرسه (کلاس ها و کتابخانه و آزمایشگاه ها وغیره)
    • متمدن شدن
    • متمدن کردن
    • ممارست کردن 1
    • مهار کردن
    • مکتب هنری (یا علمی یا عقیدتی)
    • وابسته به مدرسه یا دانشگاه (و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " school " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "school"

عباراتی شبیه به "school" با ترجمه به فارسی

  • (مدرسه ی دخترانه که علاوه بر دروس معمولی به آنان آداب زندگی و معاشرت و خانه داری می آموختند) مدرسه ی تکمیل ساز · مدرسه ی معرفت آموز
  • مدرسه ی حرفه ای · مدرسه ی صنعتی · مدرسه ی ویژه ی نوجوانان تبهکار
  • دبیرستان البرز
  • اقتصاد كينزي · تئوریهای اقتصادی · دكترينهاي اقتصادي · ضرايب افزايش · قوانين اقتصادي · مكتبهاي اقتصادي · نظريه ارزش · نظريه تعادل · نظريه توسعه · نظريههاي مكانيابي · نظریه اجاره · نظریه رشد · نظریههای اقتصادی
  • ÙØ ̄رØ3Ù ÙÙÙØ±ÛاÙ
  • دبیرستان رازی
  • دانشکده پیراپزشکی
اضافه کردن

ترجمه های "school" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه