ترجمه "scion" به فارسی
فرزند, قلمه, نورسته بهترین ترجمه های "scion" به فارسی هستند.
scion
noun
دستور زبان
A descendant, especially a first-generation descendant. [..]
-
فرزند
nounYou're talking about the last scion, for chrissake.
تو داري درباره آخرين فرزند حرف مي زني بخاطر مسيح
-
قلمه
-
نورسته
-
ترجمه های کمتر
- پیوندک
- (گیاه) شاخه (به ویژه برای پیوند زدن یا قلمه زدن)
- تخم و ترکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "scion" با ترجمه به فارسی
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
پیوندکها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن