ترجمه "scission" به فارسی
برش, انقطاع, بریدگی بهترین ترجمه های "scission" به فارسی هستند.
scission
noun
دستور زبان
the act of division, separation, cutting or severing [..]
-
برش
noun -
انقطاع
-
بریدگی
-
ترجمه های کمتر
- جداشدگی
- چاک
- برگک شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scission " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن