ترجمه "scoop" به فارسی
چمچه, ملاقه, بیلچه بهترین ترجمه های "scoop" به فارسی هستند.
scoop
verb
noun
دستور زبان
Any cup- or bowl-shaped tool, usually including a handle used to lift and move loose or soft solid material. [..]
-
چمچه
noun -
ملاقه
-
بیلچه
-
ترجمه های کمتر
- (بنایی) کج بیل
- (تراکتورها و حفارهای مکانیکی و غیره) خاکبردار
- (جراحی) قاشقک
- (روزنامه نگاری و رادیو و غیره) خبر دست اول (که هنوز به دست سایر رقبا نرسیده است)
- (پیراهن یا بلوز زنانه) یقه ی گرد و باز 2
- (پیش از سایرین) خبری را منتشر کردن
- اسکنه ی گردبر
- با خاکبردار برداشتن
- با ملاقه یا قاشق بزرگ برداشتن
- به اندازه ی یک خاکبردار یا یک چمچه
- خبر خصوصی 1
- خبر داغ، خبر دست اول
- شکست دادن
- قاشق بزرگ (برای بستنی و غیره)
- چمچه کردن
- کندن (با: out) 3
- گودال (که خاکبرداری شده است) 0
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scoop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "scoop"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن