ترجمه "scope" به فارسی

حوزه, هدف, وسعت بهترین ترجمه های "scope" به فارسی هستند.

scope verb noun دستور زبان

A short version of periscope, or telescope or oscilloscope [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حوزه

    noun

    scope of an identifier

    Well, this is me broadening the scope, sweetheart.

    خب ، اين منم که حوزه ها رو گسترش ميدم ، عزيزم.

  • هدف

    noun

    But they hardly begin to cover the scope of my true crimes.

    ولی اصلأ هدف این جرم رو از من نپرسیدند

  • وسعت

    You understand the full scope of the project.

    می تونید وسعت این پروژه رو درک کنید.

  • ترجمه های کمتر

    • محدوده
    • میدان
    • گستره
    • طول
    • اسیلوسکوپ
    • اندریافت
    • تعسو
    • تلکسوپ
    • محوطه
    • حدود
    • فرصت
    • فهم
    • (نادر) منظور
    • (کشتیرانی - به ویژه کابل و طناب) درازی
    • - بین [telescope]
    • آزادی عمل
    • مخفف : telescope و microscope و radarscope و غیره
    • نوسان نما
    • پسوند: - نما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scope " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scope
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محدوده

    outside the scope of discussion, and they certainly did,

    به خارج از محدوده ی بحث بروند و قطعا آن ها این کار را کردند،

عباراتی شبیه به "scope" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "scope" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه