ترجمه "scorn" به فارسی

حقارت, تحقیر, تحقير بهترین ترجمه های "scorn" به فارسی هستند.

scorn verb noun دستور زبان

(transitive) To feel or display contempt or disdain for something or somebody; to despise. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حقارت

    noun

    contempt, disdain

    He scorned everybody else, and exploited writers who were starving.

    اما دیگران را به دیدهٔ حقارت مینگریست و از هنرمندان گرسنه همبهرهکشی میکرد.

  • تحقیر

    noun

    I'd not be scorned for seeking her good will any more.'

    بار دیگر تن به بار تحقیر و خواری نمیدهم و دست دوستی به طرف وی دراز نمیکنم.

  • تحقير

    The feeling or attitude of regarding someone or something as inferior, base, or worthless.

    I scorn the completed work of art, the banal result of vulgar efforts.

    من اثر هنري تمام شده را که نتيجه فعاليتهاي بيهوده است, تحقير مي کنم

  • ترجمه های کمتر

    • اهانت
    • اِزدراء، خوار و حقیر شماری
    • خوارداشت
    • خوارشماری
    • سُخره
    • نپذیرفتن
    • استغنا
    • (با خشم یا تحقیر) رد کردن
    • (شدید و معمولا همراه با خشم) تحقیر
    • (مهجور) مورد تمسخر قرار دادن
    • اهانت کردن
    • با اینکه
    • با وجود
    • تحقیر کردن
    • خوار شمردن
    • خوار کردن
    • شخص یا چیز مورد تحقیر
    • عار داشتن
    • لگد زدن
    • مسخره کردن
    • نفرت داشتن
    • پست شماری
    • پست شمردن
    • پشت پا زدن
    • کوچک شمردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scorn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scorn
+ اضافه کردن

"Scorn" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scorn در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "scorn"

عباراتی شبیه به "scorn" با ترجمه به فارسی

  • تحقیرآمیز · تحقیرکننده · خوارکننده
اضافه کردن

ترجمه های "scorn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه