ترجمه "scorpion" به فارسی
عقرب, کژدم, تنبیه بهترین ترجمه های "scorpion" به فارسی هستند.
scorpion
noun
دستور زبان
Any of various arachnids of the order Scorpiones, related to the spiders, characterised by two large front pincers and a curved tail with a poisonous sting in the end. [..]
-
عقرب
nounany of various arachnids of the order Scorpiones [..]
You'll take your dumps behind the cactus with the scorpions.
بايد کارت رو پشت کاکتوس کنار عقرب ها انجام بدي.
-
کژدم
nounorder of arachnids
-
تنبیه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (انجیل) شلاق
- (جانورشناسی) عقرب
- کژدم (راسته ی Scorpiones)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scorpion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Scorpion
adjective
noun
دستور زبان
Someone with the Scorpio star sign [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Scorpion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scorpion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "scorpion"
عباراتی شبیه به "scorpion" با ترجمه به فارسی
-
کژدمان · کژدمها
-
رجوع شود به mecopteran
-
(جانورشناسی) عقرب ماهی (انواع ماهی های تیره ی Scorpaenidae به ویژه جنس Scorpaena)
-
(جانورشناسی) عقرب کتاب (گونه های کوچک عنکبوتیان یا تنندویان از راسته ی Pseudoscorpionida که شبیه عقرب بی دم بوده و درکاغذ و کتاب کهنه یا زیر سنگ لانه می کند)
-
(جانور شناسی) عنکبوت دمدار (تنندوهای راسته ی Uropygi که دم آنها نیش ندارد)
-
درازبالان · درازبالیان
-
(دیرین شناسی) کژدم دریا (بندپای منقرض شده از راسته ی Eurypterida و رده ی Merostomata)
-
(جانور شناسی) کژدم آبی (تیره ی Nepidae) · سن آبزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن