ترجمه "scotch ®" به فارسی

اسکاتلندی, زخمی کردن, بازدار بهترین ترجمه های "scotch" به فارسی هستند.

scotch ® adjective verb noun دستور زبان

Of Scottish origin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسکاتلندی

    noun

    Mother, would you like me to open the scotch?

    مامان میخوای ویسکی اسکاتلندی رو باز کنم ؟

  • زخمی کردن

    verb
  • بازدار

  • ترجمه های کمتر

    • خراشاندن
    • خراشیدگی
    • غلتگیر
    • چرخشگیر
    • بریدگی
    • بریدن
    • خراش
    • (از حرکت) بازداشتن
    • (برای جلوگیری از حرکت اتومبیل در سرازیری) چوب یا گوه زیر چرخ گذاشتن
    • (گاهی با S کوچک) ویسکی اسکاتلندی
    • اسکاچ (Scotch whisky هم می گویند)
    • بی نتیجه گذاردن
    • خط انداختن
    • دندانه انداختن
    • شل و پل کردن
    • لت و پار کردن
    • ناامید کردن
    • هیچ کردن
    • وابسته به اسکاتلند و زبان و فرهنگ آن
    • پایان دادن
    • چوب لای چرخ
    • چوب لای چرخ گذاشتن
    • گرفتار شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scotch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scotch ® adjective noun proper دستور زبان

(as a plural noun, the Scotch ) The people of Scotland. [..]

+ اضافه کردن

"Scotch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scotch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "scotch"

عباراتی شبیه به "scotch" با ترجمه به فارسی

  • آبگوشت بره و سبزیجات و جوی پوست کنده
  • (انگلیس) تخم مرغ آب پز و گوشت (که با هم سرخ می کنند)
  • تخم مرغ پخته و خمیر کرده که روی نان برشته یا بیسکویت می مالند
  • (نام بازرگانی) نوار اسکاچ · نوار طلق
  • (به ویژه برای کفش مردانه) چرم زبر · چرم دانه دار
  • (گیاه شناسی) کاج اسکاتلندی (Pinussylvestris)
  • (اسکاتلندی - ایرلندی) شخص اسکاتلندی که به ایرلند کوچ کرده
  • نوارچسب · چسب نواری
اضافه کردن

ترجمه های "scotch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه