ترجمه "scourge" به فارسی

شلاق, تازیانه, تازیانه زدن بهترین ترجمه های "scourge" به فارسی هستند.

scourge verb noun دستور زبان

(uncountable) A persistent pest, illness, or source of trouble, (figurative) cause of suffering to people. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شلاق

    noun

    You know we prefer beating rods and scourges that's our national institution.

    بطوریکه تو میدانی در کشور ما شلاق و ترکه جنبهٔ ملی دارد.

  • تازیانه

    noun

    He was the Lord's right arm, his scourge, punishing the wicked.

    او خود را دست انتقام خداوند و تازیانه مکافات گناهکاران میدانست.

  • تازیانه زدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • انتقام
    • بلا
    • مصیبت
    • قصاص
    • جانی
    • تهدید
    • (وسیله ی تنبیه) آفت
    • آفت فرستادن
    • الهه انتقام
    • بلازده کردن
    • غضب خداوند
    • مایه هلاکت
    • مخرب زندگی
    • وسیله تنبیه
    • ویران کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scourge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "scourge"

اضافه کردن

ترجمه های "scourge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه