ترجمه "scowl" به فارسی

اخم, دژبرویی, اخم کردن بهترین ترجمه های "scowl" به فارسی هستند.

scowl verb noun دستور زبان

The wrinkling of the brows or face in frowning; the expression of displeasure, sullenness, or discontent in the countenance; an angry frown. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخم

    noun

    Caius scowled, looking as chagrined as if Aro's gentle questions had been blows.

    کایوس اخم کرد. قیافهاش به حدی آزرده بود که انگار سوال لطیف آ رو داد و فریاد بوده.

  • دژبرویی

    wrinkling of the brows or face

  • اخم کردن

    verb

    Caius scowled, looking as chagrined as if Aro's gentle questions had been blows.

    کایوس اخم کرد. قیافهاش به حدی آزرده بود که انگار سوال لطیف آ رو داد و فریاد بوده.

  • ترجمه های کمتر

    • ترشرویی
    • تهدید
    • ابرو درهم کشیدن
    • اخم و تخم
    • ترشرویی کردن
    • عبوس کردن
    • نگاه تهدید آمیز کردن
    • نگاه تهدیدآمیز
    • چشم زهره
    • چشم زهره رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scowl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scowl
+ اضافه کردن

"Scowl" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scowl در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "scowl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه