ترجمه "scrap" به فارسی

اوراق کردن, تکه, پاره بهترین ترجمه های "scrap" به فارسی هستند.

scrap verb noun دستور زبان

A (small) leftover piece. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوراق کردن

    verb
  • تکه

    noun

    Do you see Lycans fighting over scraps?

    لایکن هایی می بینید که دارن سر تکه کاغذ باهم جنگ میکنن ؟

  • پاره

    noun adjective

    You'll be malfunctioning within a day, you nearsighted scrap pile.

    ظرف یه روز درب و داغون می شی. آهن پاره نزدیک بین.

  • ترجمه های کمتر

    • دعوا
    • اوراق
    • خرده
    • ضایعات
    • قطعه
    • زباله
    • مرافعه
    • اسقاط
    • خلاصه
    • حرب
    • پیکار
    • رگه
    • ریزه
    • سقوط
    • نبرد
    • نقطه
    • (جمع - تفاله ی پیه و غیره که در ماهیتابه باقی مانده است) جزغاله پیه
    • (جمع - خوراک) پس مانده
    • (عامیانه)
    • (فلز یا ماشین آلات) قراضه
    • بخشی از یک نوشتار
    • به دورانداختن
    • به هم زدن
    • جدال کردن
    • دعوا کردن
    • دعوی کردن
    • دنبه ی جزغاله
    • دور انداختن
    • شب مانده
    • مرافعه کردن
    • نزاع کردن
    • کنار گذاشتن
    • کوته نوشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scrap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scrap
+ اضافه کردن

"Scrap" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scrap در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "scrap" با ترجمه به فارسی

  • آهن قراضه · آهن پاره · پاره آهن
  • ضایعات فروشی
  • اشغال · زباله
  • اشغال · زباله
اضافه کردن

ترجمه های "scrap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه