ترجمه "screening" به فارسی

آزمایشهای غربالگری, نمایش, آزمایش بهترین ترجمه های "screening" به فارسی هستند.

screening noun verb دستور زبان

(uncountable) Mesh material that is used to screen (as in a "screen door"). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایشهای غربالگری

    a systematic test procedure

  • نمایش

    noun

    Online dictionaries right now are paper thrown up on a screen.

    لغتنامههای آنلاین در حال حاضر همان کاغذ هستند که روی صفحه نمایش آمدهاند.

  • آزمایش

    noun

    is that even when they have a mobile screening van

    که هرچند یک خودرو آزمایش متحرک دارند

  • ترجمه های کمتر

    • اظهار
    • بیختن
    • تجیر
    • پاراوان
    • دیواره
    • مظهر
    • تمیز دادن
    • تور سیمی
    • عمل سرند کردن یا برگزیدن
    • غربالگری (رجوع شود به screen)
    • مواد غربال شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " screening " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Screening
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وام ها

عباراتی شبیه به "screening" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "screening" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه