ترجمه "screwdriver" به فارسی
پیچگوشتی, پیچ گوشتی, آچار بهترین ترجمه های "screwdriver" به فارسی هستند.
screwdriver
noun
دستور زبان
A hand or machine tool which engages with the head of a screw and allows torque to be applied to turn the screw, thus driving it in or loosening it. [..]
-
پیچگوشتی
nountool [..]
how can you say that screwdrivers are better than hammers?
چگونه میتوان گفت پیچگوشتی از چکش بهتر است؟
-
پیچ گوشتی
nountool
She wants to stick a screwdriver in his eye.
گفته می خوام یه پیچ گوشتی بکنم توی چشمت.
-
آچار
nounNow I'll just need a screwdriver, some nails and my bag of marbles.
حالا من آچار ، ميخ و بقيه وسايل رو ميخوام
-
ترجمه های کمتر
- (آچار) پیچ گوشتی
- نوشیدنی الکلی دارای ودکا و آب پرتقال
- پيچ گوشتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " screwdriver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "screwdriver"
عباراتی شبیه به "screwdriver" با ترجمه به فارسی
-
پیچ گوشتی صوتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن