ترجمه "scribe" به فارسی
کاتب, منشی, کتابت کردن بهترین ترجمه های "scribe" به فارسی هستند.
One who writes; a draughtsman; a writer for another; especially, an official or public writer; an amanuensis or secretary; a notary; a copyist. [..]
-
کاتب
nounone who writes; a draughtsman
The scribe insists that all is dependent upon you, my queen.
کاتب اصرار دارد که همه چيز بسته به شماست بانوي من
-
منشی
nounone who writes; a draughtsman
why did the king's scribe kwon bo-geun go into exile?
چرا منشی پادشاه، کوون بو جیون به تبعید رفت؟
-
کتابت کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- کاتبان
- نویسنده
- مولف
- دبیر
- (با این قلم)خط گذاری کردن
- (قلم ویژه ی علامت گذاری روی چوب یا سنگ یا آجر برای نشان دادن محلی که باید بریده یا حک شود) خط گذار
- (پیش از اختراع چاپ) کاتب
- خط نویس
- رونویس کننده ی تورات
- رونویسی کننده
- قلم سوزنی (scriber هم می گویند)
- منشی گری کردن
- نشانه گذاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scribe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
French playwright (1791-1861)
"Scribe" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scribe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.