ترجمه "script" به فارسی

خط, دستخط, متن بهترین ترجمه های "script" به فارسی هستند.

script verb noun دستور زبان

(countable) (obsolete) A writing; a written document. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خط

    noun

    a system of writing [..]

    even of the lore masters, for their scripts and tongues have become dark to later men.

    حتی استادان فرهنگ عامه، چرا که خط و زبان آنها برای مردمانی که از پی آمدهاند مبهم است.

  • دستخط

    noun

    all the parts of her, the signing, the scripting, the mailing,

    تمامی بخشهای آن، اعم از امضا، دستخط، فرستادنش،

  • متن

    noun

    The text of a film or a television program.

    She said she'd give me a script beforehand, that's all I know.

    اون گفت که متن رو قبل از جلسه بهم ميده ، اون تموم چيزيه که ميدونم.

  • ترجمه های کمتر

    • فیلمنامه
    • الفبا
    • سند
    • اسکریپت
    • انجیل
    • دستنوشته
    • دستنویس
    • فیلمنامه نوشتن
    • نسخه ی خطی
    • نمایشنامه (به ویژه رادیو و تلویزیون)
    • نمایشنامه نوشتن
    • نوع دستخط (handwriting هم می گویند)
    • وابسته به انجیل
    • وات ها (letters هم می گویند)
    • کتاب مقدس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " script " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Script
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامه زندگی

تصاویر با "script"

عباراتی شبیه به "script" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "script" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه