ترجمه "scroll" به فارسی

طومار, فهرست, نوردش بهترین ترجمه های "scroll" به فارسی هستند.

scroll verb noun دستور زبان

(computing, intransitive) To move in or out of view horizontally or vertically. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طومار

    noun

    roll of paper or parchment [..]

    Count Riario killed all but one whom he tasked with delivering the scroll.

    " کنت رياريو " بجز اون يکنفر همه رو بقتل رسوند. هموني که ماموريت داشت طومار رو برسونه.

  • فهرست

    noun

    Scroll to October 1 2th, the night before Nate was killed.

    فهرست رو ببر به دوازدهم اکتبر شب قبل از کشته شدن نيت

  • نوردش

  • ترجمه های کمتر

    • حلقه
    • کراسه
    • پیچک
    • (کامپیوتر) طومار نمایی
    • اسکرول کردن
    • ثبت کردن
    • طوماری کردن
    • فهرست نام ها
    • نوردش کردن
    • هر چیز طومار شکل (مثلا روی سنگ قبر یا سر ستون)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scroll " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "scroll"

عباراتی شبیه به "scroll" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "scroll" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه