ترجمه "seafood" به فارسی
خوراک دریایی, خوراک دریایی (ماهی و میگو و صدف و غیره) بهترین ترجمه های "seafood" به فارسی هستند.
seafood
noun
دستور زبان
(countable, uncountable) Edible fish or shellfish from the sea (but not edible seaweed). [..]
-
خوراک دریایی
food from the sea, e.g. fish, shrimp, crab, mussel, seaweed
where their seafood came from.
این باشد که خوراک دریایی از کجا ناشی می شود.
-
خوراک دریایی (ماهی و میگو و صدف و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seafood " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Seafood
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Seafood" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Seafood در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "seafood"
عباراتی شبیه به "seafood" با ترجمه به فارسی
-
غذاهای دریایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن