ترجمه "sealing" به فارسی
(دندان) سیلانت، سیلنت، شیارپوش, بستارها, سرپوشسازی بهترین ترجمه های "sealing" به فارسی هستند.
sealing
adjective
noun
verb
دستور زبان
Used for closing securely. [..]
-
(دندان) سیلانت، سیلنت، شیارپوش
-
بستارها
-
سرپوشسازی
-
مهر و مومکردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sealing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sealing" با ترجمه به فارسی
-
مهر رسمی ایالتی (در امریکا) · مهر رسمی کشور
-
(جانور شناسی) سیل قطبی (Pagophilus groenlandicus که کوچگر است) · فک چنگی
-
نشان ایالات متحده
-
درزگیر · سیل
-
(با مهر و موم کردن یا با نوار چسب و غیره) بستن · (برای غیر قابل نفوذ کردن هر چیز مثلا چوب) بتانه کردن · (برق) دو شاخه را در پریز قرار دادن · (به طور قاطع) تعیین کردن · (جانور شناسی) سیل (تیره های Otariidae و Phocidae - بومی دریاهای سردسیر یا معتدل) · (درستی یا اصالت و غیره ی چیزی را) تایید کردن · (سر پاکت و غیره را) چسباندن 0 · seal · آب بند · آب بندی کردن 3 · آببند مکانیکی · آسترمالی کردن · انگشتر مهردار · بستن · بند · بی رخنه کردن · تایید · تصدیق · تصدیق کردن · تضمین (اصالت یا خوبی هر چیز) · تضمین کردن · تعهد · تمبر زینتی (که هنگام کریسمس و غیره روی پاکت یا بسته می چسبانند) · جلوگیر · خاتم · خز سیل · خوک آبی · درزگیر · راست یافت · راست یافت کردن · رخنه بند · رخنه گیر · رخنه گیری کردن · زاماسکه · زاماسکه مالیدن 4 · سیل شکار کردن · سیم و مهر سربی · شیر (آب یا هوا یا گاز) · صحه · صحه گذاردن · علامت · غیر قابل نفوذ کردن · فک · فکهای خزرقطب · قطعی کردن 2 · لاک و مهر · محکم چسباندن · محکم کردن · معتبر کردن 1 · معین کردن · مهر · مهر و موم · مهر کردن · نشاختن · نشان · پلمب · پلمب کردن · پیمان · چرم سیل · کاملا مسدود کردن · کیپ کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن