ترجمه "seamark" به فارسی

(هر چیز مشخص در ساحل مثلا برج یا کوه که جهت یابی وکشتیرانی را تسهیل کند) نشانه ی ساحلی, خط آب (که حد بالاترین سطح آب را نشان می دهد), خط برکشند بهترین ترجمه های "seamark" به فارسی هستند.

seamark noun دستور زبان

A beacon, buoy, etc. placed in the sea to aid navigation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (هر چیز مشخص در ساحل مثلا برج یا کوه که جهت یابی وکشتیرانی را تسهیل کند) نشانه ی ساحلی

  • خط آب (که حد بالاترین سطح آب را نشان می دهد)

  • خط برکشند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seamark " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "seamark" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه