ترجمه "search" به فارسی
جستجو کردن, جستجو, تجسس بهترین ترجمه های "search" به فارسی هستند.
(transitive) To look in (a place) for something. [..]
-
جستجو کردن
verbto look throughout (a place) for something
For Billy's not being more involved with the search for his sixteen year old runaway.
به خاطر این که بیلی به خودش زحمت جستجو کردن پسر شانزده سالهی فراریاش را نمیداد.
-
جستجو
nounTo try to locate an object (a file, a folder, a computer, a text).
Those who search, find.
کسی که جستجو کند، می یابد.
-
تجسس
nounBy dint of searching and ransacking his pockets, Marius had finally collected five francs sixteen sous.
ماریوس به نیروی کاوش و تجسس در قعر جیبهایش پنج فرانک و شانزده سو جمع آورد.
-
ترجمه های کمتر
- پژوهش
- تفتیش
- تلاش
- وارسی کردن
- بازرسی
- بررسی
- جوییدن
- جویش
- وارسی
- آزمودن
- جستار
- توختن
- توزیدن
- یوز
- جستن
- (با: out - در اثر پژوهش) یافتن
- (برای اثبات چیزی) پژوهیدن
- (دقیقا) بررسی کردن
- (دنبال کسی یا چیزی) گشتن
- (کامپیوتر) جستجو
- بازرسی بدنی کردن
- بیمار بودن
- تجسس کردن
- جویا شدن
- جیب ها را گشتن
- حق کشور درگیر در جنگ نسبت به جستجوی کشتی های بی طرف (رجوع شود به rigth of search)
- درجستجو بودن
- دنبال گردی
- مراجعه کردن
- موشکافی کردن
- نگران بودن
- پژوهش کردن
- پی (چیزی) گردیدن
- پی بردن
- کند و کاو کردن
- کندو کاو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " search " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The UI element that initiates the process of seeking a particular file or specific data. A search is carried out by a program through comparison or calculation to determine whether a match to some pattern exists or whether some other criteria have been met.
-
جستجو
nounThe UI element that initiates the process of seeking a particular file or specific data. A search is carried out by a program through comparison or calculation to determine whether a match to some pattern exists or whether some other criteria have been met.
Those who search, find.
کسی که جستجو کند، می یابد.
تصاویر با "search"
عباراتی شبیه به "search" با ترجمه به فارسی
-
درخت دکارتی
-
درخت جستجوی سهتایی
-
برهنه سازی و جستجوی بدنی (strip search) · برهنه کردن و جستجوی بدنی کردن (مثلا متهم را)
-
حق کشور محارب به تفتیش کشتی های بی طرف (و توقیف کشتی در صورت حمل کالا برای دشمن)
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
و موارد مشابه همگی معنایی شبیه به بهینهسازی سایت یا سئو دارند.
-
Search engine marketing
-
(حقوق) حکم تفتیش خانه · اجازه ی بازرسی