ترجمه "secluded" به فارسی
منزوی, خلوت, خلوت گزین بهترین ترجمه های "secluded" به فارسی هستند.
secluded
adjective
verb
دستور زبان
hidden, isolated, remote [..]
-
منزوی
adjective -
خلوت
Just take her to some secluded spot and thrash her to within an inch of her life.
فقط اونو ببر به يه جاي خلوت و بند بند زندگيش رو از پوستش بکش بيرون.
-
خلوت گزین
-
ترجمه های کمتر
- در عزلت
- دنج
- دور از انظار
- دور افتاده
- مجزا
- پرت
- پنهان
- گوشه گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " secluded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Secluded
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Secluded" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Secluded در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "secluded" با ترجمه به فارسی
-
از نظر پنهان کردن · جدا کردن · خلوت کردن · دنج کردن · دور افتاده کردن · مجزا کردن · منزوی کردن · گوشه گرفتن · گوشه گیری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن