ترجمه "second best" به فارسی
(از نظر خوبی یا مرغوبیت و غیره) دوم, دست دوم بهترین ترجمه های "second best" به فارسی هستند.
second best
noun
the competitor who finishes second
-
(از نظر خوبی یا مرغوبیت و غیره) دوم
-
دست دوم
Esme sacrificed her second best silver service to keep the little monster entertained.
از مه اون رو با سری دست دوم نقرهاش ترس وند تا این هیولای کوچ یک سرگرم شه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " second best " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن