ترجمه "secretion" به فارسی
ترشح, تراوش, دفع بهترین ترجمه های "secretion" به فارسی هستند.
secretion
noun
دستور زبان
Any substance that is secreted by an organism. [..]
-
ترشح
nounact of secreting
If it's secreting batrachotoxins through its skin, then touching is deadly.
اگه اون از پوستش وزغ زهر ترشح ميکنه پس لمس کردنش مرگباره
-
تراوش
nounThe controlled release of a substance by a cell or a tissue.
If we find and remove that pesky adrenaline-secreting tumor, you'll get better.
اگه بتونيم اون غده ي مزاحم تراوش کننده ي آدرنالين رو برداريم حالت خوب ميشه
-
دفع
-
ترجمه های کمتر
- تراوه
- نهفتگری
- ماده ی مترشحه
- مخفی سازی
- نهان سازی
- پنهان سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " secretion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "secretion" با ترجمه به فارسی
-
اغماض
-
(اداره یا سازمان) بازرسی نهانی · (امریکا - S و S بزرگ) اداره ی بازرسی وزارت دارایی (که کار آن مبارزه با جاعلان اسکناس وحفظ جان رییس جمهور و غیره است)
-
رازهای مخوف، سفید نماد دهشت است.
-
برنامه نویسی · رمز نویسی · رمزگذاری
-
راز آشکار · سر افشا شده
-
رأی مخفی · رای مخفی
-
پلیس مخفی
-
اختفا کردن · تراوش کردن · تراویدن · ترشح کردن · مخفی نگه داشتن · نهان داشتن · نهفتن · پنهان کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن