ترجمه "sectarianism" به فارسی
فرقهگرایی, فرقه گرایی بهترین ترجمه های "sectarianism" به فارسی هستند.
sectarianism
noun
دستور زبان
Rigid adherence to a particular sect, party or denomination. [..]
-
فرقهگرایی
rigid adherence to a particular sect, party or denomination
Jasmine Roman envisions a future with no sectarianism.
یاسمین رومان رویای آیندهای بدون فرقهگرایی را دارد.
-
فرقه گرایی
nounHe'd be torn apart by the bitter divisiveness of sectarianism.
او از تفرقه تلخ فرقه گرایی خرد میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sectarianism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sectarianism" با ترجمه به فارسی
-
با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن · فرقه ای کردن
-
(در اصل) مرتد · از دین برگشته · فرقه ای · فرقه گرا · متعصب · متعصبانه · محدود · وابسته به فرقه · پیرو فرقه ی بخصوص · کوته فکرانه
-
خشونت فرقهای
-
(در اصل) مرتد · از دین برگشته · فرقه ای · فرقه گرا · متعصب · متعصبانه · محدود · وابسته به فرقه · پیرو فرقه ی بخصوص · کوته فکرانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن