ترجمه "security" به فارسی
امنیت, وثیقه, ایمنی بهترین ترجمه های "security" به فارسی هستند.
(uncountable) the condition of not being threatened, especially physically, psychologically, emotionally, or financially [..]
-
امنیت
nouncondition of not being threatened [..]
At the end of the day, the goals are simple: safety and security.
در نهایت، اهداف ساده هستند: ایمنی و امنیت.
-
وثیقه
nounsomething that secures the fulfillment of an obligation
That was only a security and behind that Security there is a debt.
آن جریان فقط نوعی وثیقه بود، و پشت آن وثیقه قرضی هست.
-
ایمنی
nounSome people will say it's for biometric security.
برخی افراد خواهند گفت برای ایمنی بیومتریک .
-
ترجمه های کمتر
- تضمین
- گرو
- تامین
- اوراق بهادار
- امنيت
- امنیتی
- حفاظت
- ضامن
- ضمانت
- حفاظتی
- گواهینامه
- ارمندی
- پایندان
- تامینی
- پاسداری
- (معمولا جمع) اوراق قرضه
- اداره ی حفاظت
- اداره ی پاسوری
- اطمینان خاطر
- امن و امان بودن
- اوراق مالکیت
- بی هراسی
- خاطر جمعی
- سند رسمی
- نا نگرانی
- وابسته به امنیت
- پشت - گرمی
- گردن گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " security " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
امنیت
nounAt the end of the day, the goals are simple: safety and security.
در نهایت، اهداف ساده هستند: ایمنی و امنیت.
عباراتی شبیه به "security" با ترجمه به فارسی
-
مساعده در برابر تأمین
-
گروه امنیت جهانی با میل فعال شده
-
کندک محافظ
-
اوراق بدهی قابل معامله
-
امنیت گروهی (اتحادیه چند کشور و مقابله ی دسته جمعی آنها با کشوری که یکی از آنها را تهدید کند) · تامین اجتماعی
-
من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.