ترجمه "sedentary" به فارسی

نشسته, مانا, مانستک بهترین ترجمه های "sedentary" به فارسی هستند.

sedentary adjective دستور زبان

Not moving; relatively still; staying in the vicinity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشسته

    adjective

    I lead a sedentary life.

    زندگی من بیشتر نشسته میگذرد.

  • مانا

  • مانستک

  • ترجمه های کمتر

    • ناجنبا
    • ناکوچگر
    • نشیمند
    • یکجازی
    • (پرنده و غیره) غیر مهاجر
    • ساکن (در یکجا)
    • غیر متحرک
    • مستلزم نشستن زیاد
    • مستلزم پشت میز نشینی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sedentary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sedentary
+ اضافه کردن

"Sedentary" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sedentary در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "sedentary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه