ترجمه "sedimentation" به فارسی
رسوبگذاری, درزگیری, سرریزکردن بهترین ترجمه های "sedimentation" به فارسی هستند.
sedimentation
noun
دستور زبان
The separation of a suspension of solid particles into a concentrated slurry and a supernatant liquid, either to concentrate the solid or to clarify the liquid [..]
-
رسوبگذاری
-
درزگیری
noun -
سرریزکردن
-
ترجمه های کمتر
- ته نشینی
- ته نشینی مقدماتی
- ته نهشت سازی
- رسوب سازی
- رسوبگذاري زمينشناختي
- نهشت سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sedimentation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sedimentation"
عباراتی شبیه به "sedimentation" با ترجمه به فارسی
-
(زمین شناسی) رسوب بادی یا آبی · آب نهشت · بادنهشت · ته نشست · ته نهشت · درد · درده · رسوب · رسوب کردن · لای · لرت · نهشت · نهشته · پادکانه
-
رسوبگذاري زمينشناختي · رسوبگذاری
-
رسوب
-
آلودگی رسوب
-
سطح مشترک رسوب-آب
-
آزمایش سرعت رسوب خون
-
رسوبگذاري زمينشناختي · رسوبگذاری
-
(زمین شناسی) رسوب بادی یا آبی · آب نهشت · بادنهشت · ته نشست · ته نهشت · درد · درده · رسوب · رسوب کردن · لای · لرت · نهشت · نهشته · پادکانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن