ترجمه "see-through" به فارسی
شفاف, فرانما, نازک بهترین ترجمه های "see-through" به فارسی هستند.
see-through
adjective
دستور زبان
transparent or translucent; that can be seen through [..]
-
شفاف
More bearable than smelling her and not sinking my teeth through that fine, thin, see through skin to the hot, wet, pulsing An hour!
تحمل پذیر تر از استشمام او و فرو نکردن دندانهایم در آن پوست لطیف، نازک و شفاف، داغ، مرطوب، جریانِ یک ساعت!
-
فرانما
-
نازک
adjectiveI could see through it, of course, but I could also see the texture of the thin screen.
البته میتوانستم از درون آن ببینم، ولی میتوانستم طرحی از صفحهی نازک را ببینم.
-
گیپور ، توری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " see-through " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "see-through" با ترجمه به فارسی
-
باطن کسی یا چیزی را دیدن/دریافتن/فهمیدن، پی به ذات و سرشت واقعی کسی یا چیزی بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن