ترجمه "seediness" به فارسی
بذرافشان, پستی, بد نمایی بهترین ترجمه های "seediness" به فارسی هستند.
seediness
noun
دستور زبان
The property of being seedy (full of seeds). [..]
-
بذرافشان
-
پستی
-
بد نمایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seediness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seediness" با ترجمه به فارسی
-
(شیشه) حبابک دار · بد حال · بد روحیه · بد ظاهر · به تخم نشسته · دارای تخم بسیار · دانه دار · رسیده (به مرحله ی تخم آوری) · رو به ویرانی · عمر خود را کرده · فرسوده · مخروبه · پرتخم · پردانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن