ترجمه "seedling" به فارسی
نهال, خوید, جوانه بهترین ترجمه های "seedling" به فارسی هستند.
seedling
adjective
noun
دستور زبان
which is a seedling (see below) [..]
-
نهال
Nounyoung plant grown from seed
have increased the resistance of those seedlings to future stresses.
مقاومت آن نهالها را در مقابل فشارهای پیش رو افزایش داده است.
-
خوید
nounyoung plant grown from seed
-
جوانه
giving the seedlings and yelled for drinks
و جوانه ها و محصولات رو در عوض شراب دادید و بخاطر اونا داشتین فریاد میزدید
-
ترجمه های کمتر
- دانه رست
- درخت جوان
- گیاه بذر زاد
- گیاه بذری (در برابر گیاهی که قلمه زده اند)
- گیاه جوان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seedling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Seedling
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Seedling" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Seedling در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "seedling"
عباراتی شبیه به "seedling" با ترجمه به فارسی
-
نشاها · گياهكها · گیاهچهها
-
توليد نشا · تولید گیاهچه
-
پيدايي گياهچه · پیدایی
-
گياهكها (گياهچهها)
-
مرگ گیاهيچه · گياهچهميري پيشرويشي · گیاهچهمیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن