ترجمه "segment" به فارسی
قطعه, قسمت, بند بهترین ترجمه های "segment" به فارسی هستند.
segment
verb
noun
دستور زبان
A length of some object. [..]
-
قطعه
nounThe midpoint of a segment or two other points
نقطۀ میانی یک قطعه یا دو نقطۀ دیگر
-
قسمت
nounWe lost the camera and transit has b roll for the segment.
دوربين هاي کنترل ترافيک از کار افتاده و ما هم هيچ کسي رو تو اون قسمت نداريم.
-
بند
noun
-
ترجمه های کمتر
- پارهخط
- بخش
- فرشیم
- برینش
- پار
- جز
- (بخشی از دایره که توسط یک خط قطع شده باشد) پرهون بخش
- (به بخش های مختلف) تقسیم کردن
- (جانورشناسی) رجوع شود به metamere
- (زبان شناسی) تک آوا (یک آوا در زنجیره ای از سخن)
- (هندسه) پاره (بخشی از خط که میان دو مقطع واقع است)
- بخش بخش کردن
- فرشیم کردن
- قطعه (خط)
- قطعه قطعه کردن
- قطعه ی دایره
- قطعه- بخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " segment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Segment
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Segment" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Segment در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "segment"
عباراتی شبیه به "segment" با ترجمه به فارسی
-
بخش بازار
-
قطعهبندی تخم
-
پارهخط
-
بخش بندی بازار
-
بخشبندی بازار · تجزیه بازار · تقسیم بازار · تقسیمبندی بازار
-
(آوا شناسی) زنجیری · بخش بخش · به شکل یک قطعه ی دایره · دارای بخش های مختلف · زنجیره ای · قطعه قطعه · مجزا از هم · پاره پاره · پرهون بخش سان · پرهون بخشی
-
(آواشناسی) واج زنجیری · زنجیرواج
-
رجوع شود به blastocoele
اضافه کردن مثال
اضافه کردن