ترجمه "segregated" به فارسی
(به ویژه از نظر نژادی یا مذهبی) جدا شده, جداسازی شده, سوا شده (و مورد تبعیض) بهترین ترجمه های "segregated" به فارسی هستند.
segregated
adjective
verb
دستور زبان
(of a person or thing) Separated or isolated from others, or from another group. [..]
-
(به ویژه از نظر نژادی یا مذهبی) جدا شده
-
جداسازی شده
-
سوا شده (و مورد تبعیض)
-
مجزا شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " segregated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "segregated" با ترجمه به فارسی
-
تفکیکی · جداکننده
-
(زاد شناسی) جدا شدگی (بخشی از قوانین مندل) · تفکیک · جداسازی · جدایی · سیاست جداسازی و تبعیض (به خاطر نژاد یا مذهب)
-
کرمو شدگی کانکریت، تخلخل کانکریت
-
مجزا- تک- جدا
-
(از هم) سوا کردن (و تبعیض قائل شدن) · (به ویژه از نظر نژادی یا مذهبی) جدا کردن · (به ویژه بلورها) جدانشین شدن · (زاد شناسی) جدا شدن · (شخص یا چیز) جدا شده · تفکیک کردن · رجوع شود به segregated · مجزا شده · مجزا کردن
-
(از هم) سوا کردن (و تبعیض قائل شدن) · (به ویژه از نظر نژادی یا مذهبی) جدا کردن · (به ویژه بلورها) جدانشین شدن · (زاد شناسی) جدا شدن · (شخص یا چیز) جدا شده · تفکیک کردن · رجوع شود به segregated · مجزا شده · مجزا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن