ترجمه "seize" به فارسی
قاپیدن, ربودن, قبض کردن بهترین ترجمه های "seize" به فارسی هستند.
seize
verb
دستور زبان
(transitive) to deliberately take hold of; to grab or capture [..]
-
قاپیدن
verb -
ربودن
verbthose in the neighbourhood would come in herds to seize it
یاهوهای همسایه محض ربودن آن گله گله میآیند
-
قبض کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- محکم گرفتن
- گرفتار کردن
- گرفتن
- فروگرفتن
- (به دل کسی) برات شدن
- (به سرعت از فرصت و غیره) استفاده کردن
- (در اصل - فئودالیته) قانونا مالک تیول شناختن
- (فکر کسی را) تصرف کردن
- (معمولا با: up - ماشین آلات - در اثر اصطکاک یا حرارت زیاد) گیرکردن
- (ناگهان) مستولی شدن
- (ناگهان) مورد حمله ی بیماری یا سرفه و غیره قرار گرفتن
- (ناگهان) پی بردن
- (کشتیرانی) به هم بستن (طناب و غیره)
- اختصاص دادن
- باز ایستادن
- بازداشت کردن
- به زور به دست آوردن
- به هم گره زدن 0
- بهره ور شدن
- بو بردن
- توقیف کردن
- خلع ید کردن
- در ربودن
- دستگیر کردن
- دچار شدن
- زورگیری کردن
- ضبط کردن
- غصب کردن
- فتح کردن
- قفل شدن
- مصادره کردن
- گریپاژ کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "seize"
عباراتی شبیه به "seize" با ترجمه به فارسی
-
احساس و درک
-
(سبک معماری و مبل سازی و غیره) وابسته به دوران لویی شانزدهم پادشاه فرانسه
-
(کشتیرانی) به هم بستن (با طناب و غیره) · به هم گره زنی · رجوع شود به seizure · ضبط · قبض · مصادره
-
اغتنام فرصت، غنیمت شمردن فرصت
-
چنگ زدن، گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن