ترجمه "seldom" به فارسی

به ندرت, ندرت, کم بهترین ترجمه های "seldom" به فارسی هستند.

seldom adjective adverb دستور زبان

infrequently, rarely. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به ندرت

    infrequently, rarely

    She seldom, if ever, goes to bed before eleven.

    او به ندرت یا هیچ گاه قبل از یازده به رختخواب می رود.

  • ندرت

    infrequently, rarely

    She seldom, if ever, goes to bed before eleven.

    او به ندرت یا هیچ گاه قبل از یازده به رختخواب می رود.

  • کم

    adjective pronoun noun

    Still there's seldom less than a score round the Boss, as they names him.

    اما کم پیش میآید که کمتر از بیست نفرشان دور و بر به اصـطلاح رئیس باشند.

  • ترجمه های کمتر

    • نادر
    • گهگاه
    • ندرتا
    • کمتر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seldom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Seldom
+ اضافه کردن

"Seldom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Seldom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "seldom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه