ترجمه "self-appointed" به فارسی
خودگمارده, فضول بهترین ترجمه های "self-appointed" به فارسی هستند.
self-appointed
adjective
دستور زبان
Appointed by oneself. [..]
-
خودگمارده
More sanctimonious talk from my self-appointed redeemer.
صحبت هاي مقدس بيشتري از آزادي بخش خودگمارده ي من
-
فضول
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " self-appointed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن