ترجمه "self-confessed" به فارسی

خستو, معترف, مقر بهترین ترجمه های "self-confessed" به فارسی هستند.

self-confessed adjective دستور زبان

According to a person's own confession or admission [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خستو

  • معترف

  • مقر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " self-confessed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "self-confessed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه